Top
پنجره چوبی

پنجره چوبی

کتاب "پنجره چوبی"
رمانی عاشقانه و متفاوت از سالهای قبل از انقلاب تا دفاع مقدس
نویسنده : فهیمه پرورش
 

اگر برای خرید تمایل به عضویت در سایت ندارید،

فقط کافی است نام محصول را به سامانه ۳۰۰۰۷۶۵۰۰۰۱۰۸۲ بفرستید

همکاران ما با شما تماس خواهند گرفت


قیمت: 19500 تومان

سرم را به طرف سقف گرداندم.ناگهان چیزی در درونم فرو ریخت.همان حس اولین نگاهمان در ایستگاه اتوبوس مرا گرفت.حلا مطمئن بودم که مرا می بیند... .

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

صبح که شد،آماده شدم و پشت پنجره به نگهبانی ایستادم.می دانستم اردشیر برای خریدن نان تازه بیرون می رود.وقتی رفت،از خانه خارج شدم و خلاف جهت او به طرف دانشگاه راه افتادم.کمی راهم دورتر می شد،ولی از تعقیب و گریز او در امان بودم.

خیلی زود به دانشگاه رسیدم.تقرییا کسی نیامده بود.گوشه ای روی سکویی نشستم و سرم را به دیوار تکیه دادم.انگار خوابم برده بود.چون وقتی چشم هایم را باز کردم،اطرافم پر شده بود و دانشجویان در حال رفت و آمدهای معمول بودند. اوهم آمد.با همان پنج_شش‌ نفری که همیشه باهم بودند.مثل دفعه های قبل عجله نداشت.به جمع شان پیوستم.چند نفر دیگر هم آمدند و یک حلقه ی بزرگ درست شد.

شروع به صحبت مرد و توضیح داد که امروز سالگرد دستگیری آیت الله خمینی است و جمعیت زیادی برای اعتراض به دانشگاه خواهند آمد.باید مراقب باشیم.چون حتما ماموران هم برای پراکنده کردن جمعیت آماده اند و احتمال درگیری هست.در مورد وظیفه ی هرکس توضیحاتی به او می داد.همه بدون چون و چرا می پذیرفتند.وقتی گفت احتمال درگیری هست،کمی وحشت کردم،اما می خواستم تا آخر بمانم.

حرف هایش که تمام شد،خودم را کنارش کشیدم و آرام گفتم:

_می تونم چند کلمه تنها باهاتون صحبت کنم؟

او هم آرام جواب داد:

_توی راهروی دانشکده فنی منتظرم باشید‌.

به طرف دانشکده ی فنی راه افتادم و توی راهروی ورودی منتظرش شدم.طولی نکشید که آمد.تپش قلبم را می شنیدم.با هر گامی که او به طرفم می آمد،محکم تر می کوبید.

(کتاب پنجره چوبی/صفحه ۴۸)

 

نام انتشارات: کتابستان معرفت

سال: 1396

شمارگان: 1100

تعداد صفحه: 360

شابک:

978-600-94160-2-8

نظرات کاربران

نظر بدهید